وووووووووووووووووووووووویییییی

!من میخوام برم ملکی رو بکشم!هر کی همکاری میکنه دستش بالا!
اه اعصاب نمیذارن که برا آدم!!مشهد که نمیبرن هیچ...گوشی بچه هاروهم میگیرن نمیشه اس داد!
راستی تا یادم نرفته مقصود از کپلم در عنوان همون کپل من هست یا به عبارتی صبا
!!که ایشون هم در جمعیت مشهد نرفتگان قرار دارند!بله....
میگم راستی،پول یه کیک حدودا سه متر در ۵ متر که مثله نقشه ایرانه و هر تیکش یه رنگه چند تا گشنه ای که کنار خیابونه رو میتونه سیر کنه؟؟
یه سری نون ندارن بخورن اون وقت بیاین برای انقلاب جشن تولد بگیرین!!عالی تر از این نمیشه نه؟؟
حالا بیخیال پس فردا میان فیلتر میکنن هر چی به مغزم فشار آوردم نوشتم دود میشه!ولی خنده دار تر از این نمیشد!کیک جشن تولد انقلاب میدادن دست ملت با نسکافه!!قیژقیژ!!
بچه ها امشب برمیگردن!یعنی فکر کنم در حال برگشتن باشن الان!آخیییییی!رعنا دیدی نشد بیام هی میگفتی غصه نخور میای!!
تازه باید انشا هم بنویسیم!!اونم در مورد امید و امیدواری!!برو بابا به من که هر وقت گفتن امید داشته باش درست میشه من مطمئن شدم آخرش هر چی بشه درست نمیشه!!
میگم یه چیزی بگم دور همی بخندیم!بچه هارو ور داشتن بردن مشهد بعد میبرنشون سینما!!
آخه باهم بودن راه های دیگه ای داره!!سینما که اینجام هست آخه!!خلنا!!
میدونی هیچی بیشتر از این کیف نمیده که دوستاتو که ۴-۵ روزه ندیدیشون و تازه یه کپل که یه روزم غایب بوده رو وقتی صبح رسیدی مدرسه بگیری بچلونیشون!
یعنی چیزه منظورم اینه که بپری بغلشون
!!چیه خب چرا اینجوری نگاه میکنی؟؟حالا یکم سفت بپری بغلشون!
آخی به هر کی اس دادم اعصاب نداشتا!!بیشتر از همه این ممری خودمون!!یعنی داغون ریخته بود بهم!!منم اصلا نفهمیدم از دست کیا!خب؟آفرین
الان ذهن منحرف کپل جان تو کامنتا رفت سمت رقص دو نفره اونم غیر ایرانی!!وایلا!!
چشم و گوش بسته ی من و همین بشر وا کردا!!گفته باشم
داشتم میگفتم!یهو یادم اومد میشه چقد کرمای جالبی ریخت!میپرسین چه ربطی داشت؟الان خدمتتون میگم!
وای فکر کن دست یه نفر و گرفتی و حالا برو خجالت بکش با این افکار واضحت!من یه چیزی گفتم!!
بعد همین جور که گرفتی
(لااله الالله)یهو هولش میدی وسط سالن پخش زمین میشه!!وااااای!خیلی خنده داره!
یا مثلا بری تو برگه های سخنرانی دستکاری کنی
!!
یا بری فزیوتراپی بخونی بشی فیزیوتراپیست(اگه اشتباه نکرده باشم)بعد مردمو قلقلک بدی
!!
این کارم خیلی جالبه!امتحان کنید جواب میده شدید!!وسط یه جمعیت داد بزنین "خره"!!همه برمیگردن!!
وای قیافه ها بعد از این که فهمیدن با چه صدایی برگشتن اینقده جالب میشه!
یا برین تو یه رستوران شلوغ داد بزنین"با عرض معذت من یه جانور سمی خیلی خطرناک داشتم که نیش میزنه(میتونید از مثال عنکبوت
یا یک نوع مار استفاده کنید)و ادامه بدید متاسفانه الان فرار کرده مواظب باشید!!"و در کمال آرامش خودتون غذاتونو بخورین!!
یا اینکه یه نفر که وایساده لب استخر حوض یا ساحلی با موج های بسی خروشان،خیلی یهووویییی هلش بدین تو آب!!
یا برین برف بازی بعد همچین که یکی اومد حرف بزنه یه عالمه برف بپاشین تو صورتش!بدبخت هنگ میکنه دو دقیقه!
اینم میشه ها!!مهمونی بگیری اونم شام!بعد هر نوع فلفلی رو که تو خونه داری خالی کنی تو غذا!!اون شبم بگی رژیمم
!!
یا نشستی تو تاکسی یهو بزنی پشت کردن جلوییت!یا توی مترو که سوزن بندازی پایین نمیاد یکی رو قلقلک بدی!!
و آخرین کرم ریزی!!توجه داشته باشین هنگام این کار باید از یک آهنگ جاز که توسط هدفون با بلند ترین صدا در گوش شما پخش میشود استفاده کنید!!
خیلی هم این کار سادس!!وقتی کلاس خیلی شلوغه هیچ کس حواسش نیست با پنج عدد ناخن مبارک که از یک هفته پیش تا کنون طبق برنامه قبلی کوتاه نشده بکشید رو تخته سیاه!!(با تمام قدرت)
الان داره دلت میسوزه برام
؟؟داری فکر میکنی باید برم پیش روان پزشک
؟؟
بیخود عزیزم
!!این فکرا به ذهن هر کسی میرسه فقط به زبون نمیاره!!ولی خیلی جالبه نه؟؟
الان به نظرت من خیلی شرم
؟؟نه اتفاقا!!اینقده آرومو بی خطر و بی آزارم
!از موقعی که با این مریم دوست شدم این شکلی(همون شکلی که خوندی) شدم!
*من نسبت به نظراتی از قبیل رند شد،داره رند میشه،و کامنتای شمارشی مانند۱،۲،۳،۴حساسیت دارم!
*با عرض معذرت پاکشون میکنم
*به فدا مداتم همینطور
*ولی خب این یکی پاک نمیشه
*اصلا نمیخوام به این فکر کنم آخرین سفری که میتونستم با دوستام باشم رو از دست دادم!
*من اگه تو خواب ملکی رو ببینم اول خوب بد و بیراه میگم بهش بعد خفش میکنم
*آخه تو بیداری خودمو میگیرن اعدام میکنن!
*تا حالا اینقد از کسی چندشم نشده
*آروم آرومم خفش میکنم زجر کش شه
*الان یه دانشجوی روان پزشکی بیاد تو این وب میگه آخ جون یه موضوع پایان نامه خوب!
*دیگه..........................هیچی حال ندارم!درسم دارم!
خدافظ
===>طبق معمول الان حال ندارم پستو خوشمل(خوجیدل)(خوجمل)و در نهایت خوشگلش کنم!!میام بعدا شکلک میذارم!بای(حالش پیدا شد)
روز بعد نوشته شد...
بچه ها برگشتن یوهوووووووو!!آخ جون!!
*با تشکر از تمامی دوستان
و سوز به دل همگان!گردنبند سوغاتی گرفتم بیست!
*محصول مشترک سلیقه نازی و مریم بهتر از سلیقه جفتشونه!(الان مقصود این بود که جفتشون خوش سلیقن!مفهومش رسید کاملا آیا؟
)
*و با تشکر مخصوص از نازی جان که یکی از چندین تن گله شان را برای بنده خریداری فرمودند!ووووی اینقده ببعیه نازیه!
*ببعی من ببول نام گرفت و قابل تغییر نیست!مال خودُمه اصن
!ایشششششش
*مامانم از گردنبنده خیلی تعریف کرد!!به نظرتون بذارمش زیر بالشتم
؟؟
*نه بابا چرا کافر همه را به کیش خود پندارد؟؟من از مامانم چیز کش(کی؟من؟؟!
)میرم دلیل بر این نیست که اونم این کارو بکنه!!
*مامانه بیچاره من با شیشصد بار گفتن یه خودکار ازم بر میداره که اونم به اندازه همون شیشصد دفه سراغشو میگیرم!
*من چقد مامانمو اذیت میکنم؟؟
*چرا اینقد من اینتر میکنم؟؟!
*علامت تعجبم تازه زیاد میذارم!!دوست دارم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!آخ جون!!!!
و در نهایت!
!!
خدافظ!